همراه با شعري از سيدحميدرضابرقعي
از مرز ابرهاي بهاري عبور كرد
چشمي كه رد پاي شمارا مرور كرد
تنها به شوق لمس شما ابر ي بي امان
يك شهررا به وسعت باران نمور كرد
روزي هزار مرتبه تقويم؛ نااميد
تاريخ روز آمدنت را مرور كرد
تاثير يك غروب غم انگيز جمعه بود
مضمون اين غزل كه به ذهنم خطور كرد
اصلا خيال روي شما سالهاي سال
ديوان شاعران جهان را قطور كرد
منبع:كتاب حروف مقطعه گردآورنده:علي اكبرلطيفيان
**********
تنها تو بودی که خوب فهمیدی
استخوانی که در گلوی علی بود سه شعبه داشت
شش ماه علی بودن را طاقت آوردی...
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۰/۰۹/۱۰ ساعت توسط
|
واگرشعرنبود، من وتو درمقابل عصرآهن، بیش از این کم می آوردیم.