در انتخابی سخت گیج و مات و مبهوت / " آخر کدامش ، این یکی یا آن یکی را
باید کدامش را بگیرم توی دستم / یادش بخیر آن قصه ی تصمیم کبری
تکلیف او روشن شد آخر خوش بحالش / تکلیف من اما شده عین معما
رفتن نشستن خنده کردن ناله یا بغض / یا که سقوط از ارتفاع و یا مدارا
قرص دُز (DOZ) بیش از هزار و یا سیانور / یا چارپایه و طناب و حلقه حتی
حیران میان انتخاب راه در رو / از این جهنم دره ی با نام دنیا "
باعرض سلام وتشكرازجناب آقاي استادتنها
شايدبراي ماكه باكارهاي شاعران ناشناس دردنياي مجازي آشنايي نداريم ودرحدهمين يك شعربايد
نظرخودمان رابگوييم كمي نقدكردن دشوارباشد
امابه همين شعربسنده مي كنم وتنها نظرشخصي خودم رابيان مي كنم
همانطوركه قبلا هم اشاره شد هرشاعري كه درابتداي راه است بايد چندنكته رامدنظر قراردهد
اول اينكه درهرحيطه اي كه فعاليت مي كند مثلا استادتنها ظاهرا بااشعارموزون آغازكرده اند
بايدمطالعه ي خودرابيش ازپيش درهمان موضوع وسبك شعري داشته باشندكه بسياركمك كننده است
دوم اينكه براي نوشتن نبايد درهمان ابتدا مخاطب رامدنظر قرار دهيداول اينكه شاعر
دغدغه اي پيدا كرده
وآنرا درقالب شعر مي خواهد بيان كند پس اينكاررامي كند ودرنظرنمي گيرد كه همه تشويق وتاييدش كنند
بلكه درمرحله ي بعدي روي شعرخودش اصلاحاتي انجام ميدهد تا شعرش باب ميل مخاطبين هم باشد
دراين ميان انسان بايددرانتظارهرگونه نقدي باشدتا پيشرفت كند...
اما راجع به اين شعر...
دست به قلم شدن خودجسارتي مي طلبد كه شما آنرا داريد
اگردرحيطه ي شعرموزون مثل غزل قصيده و...مي خواهيدپيشرفتي حاصل كنيدتنها مطالعه مطالعه مطالعه...
شماحتما موضوعات ناب ودغدغه هايي براي نوشتن دردست داريد همانگونه كه دراين شعرهم رگه هايي
ازمشغوليات ذهني ديده مي شود واين خوب است
نگارش شما هم معاصر و به روزاست وباكمي پشتكارمي توانيدآينده اي روشن داشته باشيد
باتشكرازشما
درپناه حق باشيد
واگرشعرنبود، من وتو درمقابل عصرآهن، بیش از این کم می آوردیم.