هر چقدر غبار از آینه ها برنگیری

در تحریف معنای آنها دست برده ایی

در تحریف معنای خودت.....

دستمال را که بر روی آینه می کشم

به این فکر میکنم ،که گاهی خوب است

انسان پای گریزی در مقابل حقیقت نداشته باشد

پس دستم را لای چند تار موی سپید

متوقف نگه میدارم

وبا خود می گویم

تنها کودکانند که،سیاه بختی را

فقط  با مداد سیاه نقاشی میکنند

دلم برای دانستن اندازه ی شور بختی ام شور میزند

سیاه بختی از نظر من

ریشه ی موی سپیدی است

که نشود آنرا به درخت دانایی پیوند زد

من از فلک می ترسم

و از موهایی

که تنها درآسیاب سپید شده باشند.

 

مریم عابدین زاده