هر لحظه دست مهر روی سرم می گذاشتی

آن لقمه های عشق را دهنم می گذاشتی

مثل فرشته نجات همیشه رسیده ای

فانوس روشنی به شبم می گذاشتی

سرمست لحظه های خوش عشق می شدیم

وقتی که پا به مدرسه ام می گذاشتی

انگشت های مهربان تو لبریز از هنر

دستان با محبتی که روی سرم می گذاشتی

با گام های کوچک من ،گام می زدی

خوشحال می شدم که پا به رهم می گذاشتی

هنگام دردهای دلم در کنار من

مرهم به چشم های ترم می گذاشتی

آن لحظه های رفتن تو سوی آسمان

سوزان ترین گدازه برجگرم می گذاشتی

 

تکتم فتحی ،تشکر از ایشان