ماهی محزون در تنگ گفت :

هر چند در دریا کوچک دیده می شدم

ولی باز می توانستم

معنای عمق را بفهمم معنای سطح را

معنای سکوت را معنای موج را...

ماهی گفت :حالا هر چقدر هم که بگریم

اشکهایم در  آبی

که اصلا مایه ی حیاتم نیست

گم میشود

چه روند معکوسی!

بزرگ شدن در بستری را می گویم

که از اکسیژن برای زیستنت بکاهد

آه ...تنها کوزه ی بحر نادیده

هیچگاه نه خودش

و نه دلش

برای کوچکی ابعادش

نمیشکند.

 

مریم عابدین زاده