از هجوم وهجمه ی سن ها
در درون مزرعه هر روز

از صبح تا شبگاه می نالم
کل دارایی من در کام آفات است
صبح در خانه
بغض من ترکید
با صدای غرق در اشک و غم و اندوه
در گوش صغیر خویش نالیدم
آه ...

کشتگاه گندمم خشکید.

 

علیرضا شیعه زاده