دارم  از کلماتی می گویم

که ارتفاعشان تا خرخره ام بالا آمده

و از نفس های کوتاه بریده

که دیگر قدشان به مبارزه نمی رسد

اما قصه ی تسلیم شدن

قصه ی پذیرفتن 

چیزی نیست

به سادگی آب خوردن ...

اینروزها گر چه تمام تلاشم این است

که لفظ تبعه شدنم را بجای تبعید شدن 

در دایره ی قسمت ،به رسمیت بشناسم

اما گاهی عمیق

به سهم خودم معترض میشوم

به اینکه چرا من

به موازات دخترانی

که هر روز گیسوانشان را

بی دغدغه می بافند

ناتوانی در باز کردن گره ها را

نصیب برده ام ؟

 

مریم عابدین زاده