سلام به تو که راوی قصه ی جنگل های شمال
برای این کویر زاده عاشق باران بودی
(تقدیم به دوست ارجمندم خدیجه ادهمی )
َ
سلام آبی دریا ،سلام مه سیما
دوباره یاد تو کردم ،دوباره یاد وفا
دوباره باز نوشتم در اوج دلتنگی
که بی حضور صبورت ،منم منم تنها
بیا که خیمه زده ست روح مهربانی تو
بیا که تاج سری ،معدن شکوه وصفا
دعای من همه این بود و،این همی باشد
که سبز باشی وجاوید ، که خوب ،پابرجا
اگرچه غصه ی تلخی ست قصه ی دوریت
دلم خوش است به رسیدن، به وعده ی فردا
تمام این غزلم ،نذر چشمهای تو باد
تورا به عشق سپردم ،به دست سبز خدا
مریم عابدین زاده
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۲/۰۸ ساعت توسط
|
واگرشعرنبود، من وتو درمقابل عصرآهن، بیش از این کم می آوردیم.