باید کنار کوچه گدایی کنی زمان
ازشعر بگذریم که وقت شعور هست
از غصه بگذریم که وقت سرور هست
دیروز چون که رفت بیا تجربت کنیم
وقت تفکر است و زمان مرور هست
آری در این زمانه بسی تلخ میشود
اوفات آنکسی که درونش غرور هست
ول کن سرابهای اگر را که دیر شد
بردار نان خویش که در این تنور هست
باید کنار کوچه ،گدایی کنی زمان
اوقات را که تو گفتی کرور هست
دیگر بهار رفت و ز پاییز هم گذشت
سرمای سوزناک دی پر شرور هست
محمود در مقابل محراب ،خویش را
گفتا گناه هرچه که کردی غفور هست
محمود کاظم زاده
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۵/۰۲/۱۰ ساعت توسط
|
واگرشعرنبود، من وتو درمقابل عصرآهن، بیش از این کم می آوردیم.