مست آمده مست آمده ،پیمانه در دست آمده

از کوی شیرین آمده از نیستی هست آمده

دیگر چرا بندم دهان ،دیگر چرا گیرم زبان

آن خسرو شیرین بیان ،اکنون قوی دست آمده

از پرده چون آید برون ،دیگر نگویم چیست ،چون

اوبرتر از هرکس کنون دراین جهان هست ، آمده

شیر خدا هم پشت او خون خدا درمشت او

خاتم که در انگشت او شمشیر بر دست آمده

زلف سیاهش را ببین ابروی ماهش را ببین

سوی نگاهش را ببین از اوج بر پست آمده

محمود سوی یار شو از کار خوذ بیکار شو

در خانه ی خمار شو ،چون یار هم مست آمده

 

محمود کاظم زاده