نمک عشق در آب وگل درویشان است....
در محضر تو
زندگی تلطیف غزلی است
که سرودنش هیچ تکلفی به خود نمی گیرد
در این شبانه ی شیرین
نسل غراب ها را در من منقرض کرده ای
وخورشید وماه را یکجا به آسمانم دعوت
صاحبدلیت نام دیگر بزرگترین ثروت هاست
وبلوغ نگاهت ربطی مستقیم
به روشن شدن تکلیف های من با خودم دارد
در این شبانه ی شیرین
در این خیابان نورباران
مرور منشور چشمانت از من قول می گیرد
تا در روزهایی که حتی
باران بی شمار سنگها
در تقدیر پاهایم اتفاق بیفتد
من حق نداشته باشم
نسبت به زندگی بی اشتها باشم
مریم عابدین زاده
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۵/۰۳/۲۷ ساعت توسط
|
واگرشعرنبود، من وتو درمقابل عصرآهن، بیش از این کم می آوردیم.